جمعه, سپتامبر ۳, ۲۰۱۰

بدهکار طلبکار

یکی از مهمترین روشهای آموزشی که مسیح در خدمت پر جلال خویش در امر تعلیم و تربیت شاگردان در پیش گرفت استفاده از داستانها و مثلها بود. مسیح خداوند حقایق عمیق زندگی الهی را و نکاتی که در رابطه با رستگاری آدمیان بود را در قالب داستانهای ساده و قابل لمس برای شاگردان و شنوندگانش بیان می کرد و همین امر باعث شده است که وقتی اناجیل را مطالعه می کنیم با اقیانوسی از مفاهیم ناب همیشه قابل ارجاع مواجه می شویم که دائما عطر و معنایی تازه را به یاری روح مکشوف گر خدا یعنی روح القدس و مطالعه دقیق و تحقیق به ما عطا می کنند.

یکی از این مثلهای عمیق مسیح که می توان از آن مفاهیمی بسیار بنیادی را آموخت مثلی است که تحت عنوان بنده و یا خادم بی رحم در انجیل متی باب ۱۸ آیات ۲۳ تا ۳۴ وجود دارد . این مثل زمانی توسط مسیح ایراد گردید که پطرس حواری از مسیح خداوند درباره آمرزش دیگران و بخشش سوال کرد. در این مثل اهمیت بخشیدن دیگران به شکلی بسیار اعجاب انگیزی و متحیر کننده بیان شده است. مسیح در این مثل بخشیده شدن و آمرزش گناهان را در گرو بخشیدن دیگرانی که به ما بدی کرده اند بیان داشته است.

در آیه ۲۴ شخصی بدهکار( استعاره ای از گنهکار بودن) ده هزار قنطار بدهکاری به پادشاه داشت. از آنجاییکه هر قنطار معادل دستمزد پانزده سال یک کارگر بود این رقم رقمی غیر قابل پرداخت برای این بدهکار به پادشاهی بود که می خواست این شخص حساب خود را به او بپردازد و می بینیم زمانی که نه تنها او بلکه زن و فرزند و دارایی اش را باید به اسیری می فروختند تا بدهکاری او به پادشاه ادا شود خادم نزد پای ارباب به زانو در افتاد( آیه ۲۶) و با التماس از او درخواست مهلت کرد تا قرض خود را ادا کند( دقت نماییم که فقط مهلت خواست). باید توجه داشت که این بنده و خادم از او حتی طلب بخشایش این بدهکاری را نکرد بلکه طلب مهلت تا شاید بتواند قرض خود را ادا کند اما شگفت انگیز رحم وبخشایش این ارباب است که در آیه ۲۷ بیان شده است:" پس دل ارباب به حال او سوخت و قرض او را بخشید و آزادش کرد(آیه ۲۷)". اما درست زمانی که باید این خادم بدهکار به عمق این رحمت پی ببرد، آن را درک نکرد. او که دمی پیش می بایست به حق، خود و زن و فرزندانش به خاطر بدهکاری به یغما میرفتند و فروخته می شدند توسط این ارباب دلرحم که از درخواست این خادم نیز پیشی گرفته بود و تمام طلب خویش را بخشید به جای این که به او مهلت دهد کاملا بخشیده شده اما در عوض این خادم سخت دل هنوز گویی به بدهکاری خویش می اندیشید و بخشش پادشاه را اصلا نفهمیده بود زیرا که فورا وقتی از آنجا بیرون می رفت (آیه ۲۸) همکاری را دید که تنها صد دینار به او بدهکار بود یعنی در واقع دستمزد یک روز کارگر که در مقایسه با قرضی که این خادم (ده هزار قنطار) به پادشاه داشت یعنی پانصد هزار برابر، رقمی ناچیز به شمار میرفت . به عبارت دیگر اگر به مقیاسهای فرهنگ ایرانی زمان بخواهیم مقایسه ای ساده برقرار کنیم ۱۰۰ تومان ناقابل در برابر ۵۰ میلیون تومان بدهکاری به پادشاه قرار می گیرد. اما می بینیم که این خادم سخت دل و بیرحم در این آیه ۲۸ چگونه گلوی همکار خویش را برای این صد تومان می فشارد و حتی به التماس او که از وی نه بخشش بدهکاری بلکه مهلت می خواست برای پرداخت این صد تومان (یک دینار) توجهی نکرد و این همکار مقروض را برای چنین مبلغ ناچیزی به زندان انداخت تا قرض خویش را ادا کند(آیه ۳۰) در حالیکه دمی پیش خود ۵۰ میلیون تومان به پادشاه بدهکاری داشت. اما قصه به اینجا ختم نمی شود و زمانی که ماجرا به گوش پادشاه دل رحم و بخشاینده میرسد او را احضار کرده و چنین می گوید:"ای خادم شرور مگر من محض خواهش تو تمام قرضت را نبخشیدم؟ آیا نمی بایست تو نیز بر همکار خود رحم می کردی، همانگونه که من بر تو رحم کردم؟"(آیه ۳۲-۳۳). در نهایت این خادم سخت دل به زندان افکنده می شود تا شکنجه شود و تا همه قرضی را که در ابتدا بخشیده شده بود را باز بپردازد و نکته متحیر کننده این مثل در این است که در آیه ۳۵ مسیح خداوند نیز عملکرد خدا با ما را به این مثل و رویکرد خدا تشبیه می کند و می فرماید:" به همین گونه نیز پدر آسمانی من نیز با هر یک از شما رفتار خواهد کرد، اگر شما نیز برادر خود را از دل نبخشید."

قصه دردناک این خادم سخت دل آیا گاهی شباهت به ما ندارد زمانی که دشمنان و بدتر از آن دوستان و حتی بسی درد آور تر عزیزان و حتی اعضای خانواده خود را نمی بخشیم و یا در لزوم بخشیدن آنها تردید داریم؟ شاید مشکل این خادم در این بود که در حالیکه در وهله اول پادشاه بدهکاری او را کاملا بخشیده بود او هنوز در فکر مهلتی بود که در ابتدا از پادشاه برای پرداخت بدهی خویش طلب کرده بود و برای همین نیز گلوی همکار بدهکار خویش را برای پرداخت بدهی چنان فشرد. شاید این خادم سخت دل هنوز متوجه فیض بلاعوض و بخشایش پادشاهی نشده بود که سخاوتمندانه به کلی از طلب خویش که بسیار و غیر قابل پرداخت بود گذشت و کاملا او را عفو کرد در حالیکه این خادم تنها مهلت خواسته بود. گاهی ما نیز به دنبال طلب های کوچک خود از دیگران هستیم زیرا که به تمام و کمال این حقیقت را که خدا در مسیح ما را بخشیده است را درک نکرده ایم. شاید ما هنوز به دنبال مهلت هستیم که قرض خود را به خدا کاملا بپردازیم در حالیکه چنین کاری غیر ممکن و عبث است زیرا ما هرگز قادر نیستیم که قرضهای بی نهایت خود( ده هزار قنطار به عنوان مثل در این داستان) را به خدا بپردازیم. از این رو با همین دیدگاه و نگرش قاصر از درک بخشیده شدن به دیگران نگاه می کنیم و به دنبال طلب های خود هستیم. بهتر است که بدهی خود به خدا را از دیگران طلب نکنیم زیرا که بدهی های ما در صلیب مسیح توسط خدایی فیاض و رحیم، محض ایمان به او و کار عظیمش در جلجتا بخشیده شده است حال ما باید بر تکیه و با استفاده از برکت حیات تازه و بخشیده شدن، دیگران را نیز ببخشیم تا خدا نیز در نهایت در روز جزا ما را در زمره بخشیده شدگان خویش قرار دهد.

معمولا نزدیک ترین کسان به ما عمیق ترین زخمها را به ما وارد می کنند کسانی چون پدر و مادر، زن و شوهر، برادر و یا خواهر. اما حقیقت این است که ما گاهی در بخشش دشمنان راحت تر عمل می کنیم تا بخشش عزیزان زیرا عنصر احساس و توقع گاهی این زخمها را عمیق تر از آنچه که هستند به ما می نمایانند و به حق هم شاید چنین باشد و به همین دلیل بخشش عزیزان از دشمنان گاهی سخت تر است. پس بهتر است که در این صورت با تمرکز و آگاهی و به یاد آوردن مداوم بخشش شفا بخش خدا که خدا تمامی قرضهای ما و بدهکاری ها و شرارت های آشکار و خصوصا پنهان ما را در مسیح بخشید، خود را از این زخمها آزاد سازیم. به یاد آوری بخشش خدا حقیقتا شفا بخش است و قادر است تا هر درد پنهان و آشکار را شفا بخشد. کافیست در آن زندگی کنیم و به یاد آوریم. در درجه دوم شاید به یاد آوردن این حقیقت که چقدر دشمنان و خصوصا دوستان ونزدیکان ما به این بخشایش احتیاج دارند ما را کمک کند تا آنها را ببخشیم تا هم آنها از زیر دین ما آزاد شوند و هم از همه مهمتر خود آزاد شویم تا مجبور نباشیم گلوی آنها را بفشاریم و برای پرداخت قرضهایشان آنها را به زندان افکنیم زیرا که در آنصورت این ما هستیم که نهایتا توسط پادشاه، داور عادل به زندان افکنده خواهیم شد برای آن قرض غیر قابل جبرانی که به او بدهکاریم. ما در مسیح بخشیده شده ایم پس مانند بخشیده شدگان دیگران را نیز باید ببخشیم هر چند که سخت و در ظاهر غیر قابل اجرا باشد. دعا کنیم تا خدا ما را یاری نماید تا به جای آنکه بخواهیم بدهی های خود به خدا را که بخشیده شده است را از دیگران طلب کنیم، بدهی های دیگران به خود را ببخشیم تا خود نیز آمرزیده شویم.

خداوند ما بیا

کیوان

چهارشنبه, آگوست ۱۸, ۲۰۱۰

مطالب عمیق

امروز چند جمله زیبا خواندم و چند تا دیگر هم به فکر و ذهن خودم هجوم آورد که  تصمیم گرفتم به جای اینکه صبر کنم تا مطلبی جدی و رسمی و در قالب مقاله ای خیلی جدی بنویسم و بعد در اینجا بگذارم هر لقمه روحانی که فکر می کنم شاید باعث برکت باشد را در این جا برای برکت دیگران بگذارم تا شاید  امیدی و تقربی را به حقیقت  رهنمون شود.

شاید زندگی آن جشنی نباشد که ما انتظارش را داشتیم اما حال که به این جشن بزرگ دعوت شده ایم و فرصت مان اندک است پس باید در کنار این میزبان بخشنده زیبا برقصیم.

شاید زندگی آن سفری نباشد که آرزویش را داشتیم اما حال که در این سفر گام نهاده ایم بهتر است که صبور باشیم و همسفر خوبی برای سایرین شویم.

خداوند ما بیا
کیوان

پنجشنبه, جون ۲۴, ۲۰۱۰

بحران هویت

یکی از مهمترین سوالات زند گی ما هویت ماست و فقدان هویت و یا بحران هویت نیز از مهمترین دغدغه های زندگی بشر. در این موعظه کوتاه با نگاه به کتاب مقدس تلاش شده است تا به نوعی بر پاسخ به این سوال در پرتو کلام خدا نگریسته شود و حال آنکه با توجه به اینکه ایرانیان مسیحی بیش از هر گروه دیگری شاید در پی داشتن یک هویت قابل فهم برای خویش و دیگران می گردند و در این بحران بسر می برند تلاش کرده ام تا بحث هویت از دیدگاه کتاب مقدس را در کاربردش برای این نسل اول ایرانیان مسیحی جستجو نمایم. باشد که باعث برکات برای شنوندگان شود.

با کلیک بر لینک زیر می توانید به این پیام کوتاه گوش دهید:





خداوند ما بیا

سه‌شنبه, می ۱۱, ۲۰۱۰

راز پر جلال صعود مسیح

صعود مسیح به آسمان

راز صعود مسیح به آسمان و بر تخت نشستن او به دست راست اقتدار در حضور پدر از مهمترین آموزه ها و باورهای مسیحی است که مبانی الهیاتی و کتاب مقدسی بسیار محکمی در رابطه با آن وجوددارد. این مبانی نه تنها بر لزوم و اهمیت چنین واقعه تاریخی صحه می گذارد بلکه حتی از بعد نجات شناسی، مسیح شناسی و روح القدس شناسی نیز دارای اهمیتی خاص می باشد. به بهانه این عید مهم که در روز پنجشنبه در کلیساهای شرق به طور ویژه جشن گرفته می شود و متاسفانه کلیساهای غربی امروزه کمتر به این راز مهم مسیحی می پردازند و پس از عید قیام به سراغ عید پنطیکاست رفته و کمتر براین روز بزرگ تخت نشینی پادشاه در آسمان تامل می گردد. در این مقاله فهرست وار به برخی از اهمیت های الهیاتی این روز بزرگ می پردازیم.

در کتاب اعمال رسولان که جلد دوم انجیل لوقا به قلم لوقا می باشد در باب اول به این مسئله پرداخته شده است که عیسی مسیح پس از ظهور خود به شاگردان به دلایل بسیار زنده شدن خویش را ثابت نمود و درباره پادشاهی خدا با ایشان سخن می گفت و بطور خاص آنها را از ریزش روح القدس بر شاگردان و تعمید کلیسا توسط روح القدس که می بایست به زودی انجام پذیرد خبر میداد. عیسی در حالیکه شاگردان بر او مینگریستند به بالا برده شد و ابری او را از مقابل چشمان ایشان برگرفت(اعمال باب ۱ آیات ۹ تا ۱۱) و در حین عروج مسیح به آسمان دو فرشته سفید پوش از جانب خدا در کنار شاگردان ایستادند و چنین گفتند: ای مردان جلیلی، چرا ایستاده به آسمان چشم دوخته اید؟ همین عیسی که از میان شما به آسمان برده شد، باز خواهد آمد، به همین گونه که دیدید به آسمان رفت.

ین واقعه واقعه ای تخیلی و حتی مختص به عالم روحانی نبود بلکه حقیقتا و عینا شاگردان رفتن عیسی به آسمان را دیدند و نیز این وعده را از آن دو مرد سفید پوش(فرشتگان) دریافت نمودند که همین عیسی همانگونه که به آسمان بالا رفت باز خواهد گردید. در پی ریزش روح القدس در باب دوم اعمال و موعظه معروف پطرس که به ایمان آوردن و تعمید سه هزار نفر انجامید پطرس رسول چنین فرمود: خدا همین عیسی را برخیزانید و ماهمگی شاهد بر آنیم. او به دست راست خدا بالا برده شد و از پدر، روح القدس موعود را دریافت کرده، این را که اکنون می بینید و می شنوید، فرو ریخته است( اعمال باب ۲ ایات۳۲ تا ۳۳).

خدا با صعود عیسی مسیح به دست راست خویش در حقیقت نه تنها در پی برخاستن از مردگان، حقانیت مسیح و ادعاها و رسالت و وجود او را به اثبات رسانید بلکه او را در جایی قرار داد در بالاترین مکان به دست راست خویش و در جایگاه اقتدار و شراکت با پدر در خداوندی و حفظ کلیسا و این همان حقیقتی است که پولس رسول در رساله به فیلیپیان در باب ۲ ‏ایات ۹ تا ۱۱ به آن به عنوان سرافرازی مسیح توسط پدر اشاره می کند که چطور خدا مسیح را سرافراز ساخت و نامی برتر از همه نامها به او بخشید تا به نام عیسی هر زانویی خم شود در آسمان و بر زمین و در زیر زمین و هر زبانی اقرار کند که عیسی مسیح خداوند است برای جلال خدای پدر. لذا چنین صعودی مهر تایید خدا بر اقتدار و رسالت و حتی الوهیت اوست از آنجاییکه اینک عیسی است که بعنوان خداوند عمل می کند و روح القدس را بر شاگردان و کلیسا فرو میریزد که این خود تنها در حوزه عمل شخص الوهیت یعنی خداست. اما می بینیم که حال مسیح نیز در کنار خدای پدر صاحب همان اقتدار و عملکردی است که پدر که خداوند آسمان و زمین است از آن برخوردار است.

پس راز صعود مسیح در واقع عید بر تخت نشستن این پادشاه الهی در کنار پدر در حوزه الوهیت و اقتدار است که از آنجا خداوندی و رهبری خویش را بر کلیسا در درجه اول و سپس بر کل خلقت روا می دارد. بدون چنین صعود و جلال شکوهمندی خبری از ریزش روح القدس که وعده عیسی به شاگردان است نیست. بدون چنین صعود ظفرمندی کلیسا چگونه از خداوندی و اقتدار و سرپرستی عیسی مسیح در جانب راست پدر در اقتدار بهره جوید؟ راز صعود عید پادشاهی است که بر اریکه قدرت و اقتدار و فرمانروایی خود جلوس می کند. مسیح در صعودش باز به همان جایی باز می گردد که قبل از راز تولد و انسان گردیدنش از آنجا آمده بود. حال این مسیحایی که در صورت غلام و انسان در میان آدمیان آمد و آنها را خدمت کرد و خود را مطیع و فروتن ساخت حتی تا به مرگ بر صلیب اینک به جایگاه نخست ازلی و الوهی خویش در کنار پدر بازگشته است تا برای کلیسا شفاعت کرده و نیز بار دیگر اینبار برای تسلط و اقتدار و داوری جهان بازگردد.

جالب است که در میان تمامی سوء تفاهمهایی که ادیان و طرز تفکرات مختلف از جمله دین اسلام در رابطه با مسیح، ذات و شخصیت و خدمت او دارند، در آیین اسلام نیز بر عروج مسیح به آسمان تاکید شده است هر چند اسلام حقیقت مسلم تاریخی و الهی مصلوب شدن مسیح را انکار می کند اما بر واقعیت صعود مسیح بر آسمان تاکید می ورزد حال آنکه حتی واقعه صعود را نیز به گونه ای متفاوت از ایمان مسیحی تعریف میکند و درک و تفسیر واضح و قابل قبولی از آن ارائه نمی کند به جز اینکه اظهار نماید که خدا، مسیح را به آسمان نزد خویش خواند اما مسیح تا آسمان چهارم بیشتر بالا برده نشد و سپس در پی توضیح آن روایات و تفاسیر تخیلی، غیر عادی و بدون منطق ارائه می گردد که در حوصله این بحث نمی گنجد و نیز فاقد هیچ گونه ارزش علمی، الهیاتی و حتی فلسفی است.

حال آنکه در باور و ایمان راستین کتاب مقدسی همین صعود مسیح به دست راست خدا خود مهر محکمی بر حقانیت ادعای او، الوهیت، تعالیم و ظفرمندی کار عظیم مسیح بر صلیب است و از آنجاییکه رفتن مسیح به آسمان ماحصل عملی و عینی در پی داشت که همانا آمدن روح القدس و ریزش آن بر شاگردان طبق وعده مسیح در روز پنطیکاست بود. این امر مطابق با تایید شاگردان و سندیت تاریخی آن در حضور شاهدان غیر مسیحی بسیار آنچنانکه در اعمال رسولان باب ۲ مکتوب است صورت گرفت و نیز اینکه این فرو آمدن روح القدس، توسط مسیح که خود آن را از پدر دریافت کرد و بر کلیسا فرو ریخت( طبق گفتار پطرس در باب ۲ اعمال آیه ۳۳) انجام گردید یعنی به عبارت دیگر مسیح عامل ریزش روح و فرستنده روح القدس بر کلیسا بود در حالیکه بر دست راست اقتدار الهی ساکن بود( این امر در اعتقادنامه نیقیه- قسطنطنیه نیز به صراحت ذکر شده است) مطابق با وعده یوییل نبی باب ۲ ‏آیات ۲۸ تا ۳۲ . این حقیقت خود بهترین توضیح و تفسیر را بر اصالت روایت کتاب مقدس از واقعه صعود مسیح به ‏آسمان و دلایل آن و ماحصل آن در میان سایر روایات و تفاسیر تخیلی و غیر منطقی و جعلی در باب عروج مسیح ارائه می کند.

یکی از اسقفان اعظم کلیسای یونان( اسقف اعظم آتنگوراس) چنین می نویسد:

مسیح صعود کرده... به همانجاییکه قبلا بود... یعنی مسیح به جلال قبلی خویش که بعنوان خدا از آن بهره مند بود رجوع کرده است. حال نه تنها او از چنین جلالی بعنوان خدا بهره مند است بلکه بعنوان خدا- انسان آن را از آن خود ساخته است. پس او ذات بشری را که در او به اتحاد رسیده است با خود به کمال و جلال رسانیده است که این گویای سرنوشت و مقصد بشریت است. حال حتی بیش از زمان صمیمیت قبل از گناه اولیه یعنی قبل از آنکه از خدا و دوستی و رحمت او جدا و بیگانه شود به خدا نزدیک شده، به کمال رسیده و جلال یافته است. پس در صعود مسیح ما نزدیک شدن مجدد انسان به خدا را جشن میگیریم و این همان چیزی است که آن را (تئوسیسTheosis) یا همان الهی شدن انسان نام می گذاریم( افسسیان باب ۲ آیه ۶- یوحنا باب ۱۷ آیه ۲۱ و رساله دوم پطرس باب ۱ آیه ۴).

پادشاهی و خداوندی مسیح در راز پرجلال صعود مسیح بر همه بشریت مبارک باد.

خداوند ما بیا.
کیوان

پنجشنبه, آوریل ۲۲, ۲۰۱۰

نام تو متبارک باد

وقتی که تاریکی از راه میرسد...
باز خواهم گفت:


نام خدا متبارک باد

خدایا یاری کن که در طاقت فرساترین لحظات این زندگی زمینی باز این ناله از قلبم بجوشد:

نام پرجلال تو ای مسیح متبارک باد...


خداوند ما بیا

پنجشنبه, آوریل ۱, ۲۰۱۰

رستگاری فراگیرنده

شبان عزیزی امروز مطلب جالبی را برایم فرستاد که بسیار به دلم نشست و فکر کردم که باید آن را در این جا با دیگران نیز در میان بگذارم.

همه شخصیت انسان در نجات حقیقی وی نقش ایفا می کند:

عقل حقیقت را درک می کند، قلب حقیقت را آرزو می کند و اراده بر طبق حقیقت عمل می کند.


باشد که خدای عظیم و منجی ما عیسی مسیح فیض عجیب خویش را عطا کند تا در همه این ابعاد رشد کنیم و رستگاری پر شکوهی که به ما هدیه شده است در واقعه مسیح که تولد- زندگی- خدمات- مرگ و قیام و صعود و خداوندی اوست، رشد و نمو کنیم.

در هفته مقدس به سر می بریم و به یاد آوری مصائب و مرگ و قیام خداوندمان نزدیک می شویم. باشد که خدا گناهان ما را ببخشد و تمامیت وجودمان را که شامل فکر و احساس و اراده است را دگرگون کند و در هر یک از این ابعاد که نیاز به حمایت الهی داریم ما را تقویت و احیا کند.
رحمت تو را می طلبیم ای منجی ما عیسی
کیوان

سه‌شنبه, مارس ۲, ۲۰۱۰

روزه چهل روزه

بسیاری از هموطنان ایرانی از ما در رابطه با عبادت های مرسوم در مسیحیت سوال می کنند و متاسفانه حتی بسیاری از مسیحیان نیز از بسیاری از آیین های مقدس و دعاها و روزه ها و سایر عباداتی که به مدت قرنهای متمادی در سراسر جهان مسیحیت رعایت می شده است اطلاع دقیقی ندارند و فکر می کنند که مسیحیت فاقد هر نوع نظام قانونمند عبادی و آیینی است. ایام روزه ۴۰ روزه یا چله از مهمترین آیین های عبادی مسیحیت است که این مهمترین روزه مسیحیان از روز چهارشنبه خاکستر(Ash Wednesday) آغاز می شود و تا روز یکشنبه قیام ادامه می یابد. از آنجاییکه هر سال زمان روز عید قیام (یکشنبه قیام) تغییر می کند، لذا ایام چله ( Lent) نیز تغییر می کند.

چهارشنبه خاکستر اشاره به ایام توبه دارد که اشخاص در کلیسای باستان به نشان توبه اندکی خاکستر آغشته به روغنی که برای تدهین استفاده می شد را به شکل صلیبی کوچک توسط کشیش بر پیشانی خود می مالیدند بعنوان سمبل و این ایام را در دعا و روزه و توبه و بازگشت به سوی خدا سپری می کردند که خود ریشه در سنتهای عهد عتیقی دارد که قوم خدا وقتی در توبه بسر می برد خاکستر بر سر می کردند. لازم به ذکر است که روز چهارشنبه خاکستر در سال ۲۰۱۰ میلادی از روز ۱۷ فوریه آغاز شده است و ما در ایام چله یا Lent به سر می بریم.

ایام روزه چله در روز عید قیام به پایان می رسد البته تا به آن روز ۴۶ روز است که یکشنبه ها را محسوب نمی کنند. آخرین هفته Lent که هفته مقدس نام دارد با یکشنبه نخل آغاز می شود که یاد آور روزی است که عیسی در هفته آخر زندگی زمینی اش به اورشلیم وارد شد و مردم در تهیت و خوشامد گویی برگهای نخل را در زیر پاهایش گسترانیدند. آخرین روز Lent نیز روز شنبه مقدس است که روز قبل از یکشنبه رستاخیز است ( روزی که خداوند ما از مردگان برخاست).البته در کلیسای کاتولیک به طور رسمی در روز پنجشنبه این ایام به پایان می رسد و در روز جمعه صلیب با شام خداوند (عشا ربانی) رسما این مراسم به پایان می رسد.

این ایام زمانی است که مومنین مسیحی در انضباط شخصی به سر می برند و خود را از لذایذ دنیوی تا آنجا که ممکن است محروم کرده و در دعا و روزه و تهذیب و تزکیه نفس مشغول می شوند. البته روزه به این معنا نیست که تمام ۲۴ ساعت را لب به هیچ آب و غذایی نزنند زیرا در اینصورت به بدن آسیب می رسد که این خلاف اراده خداست بلکه در تلاشند تا آنجاییکه امکان دارد بدن خویش را نیز در تربیت روحانی و در نخوردن و نیاشامیدن در اتحاد با مسیح که ۴۰ روز در بیابان در روزه به سر برد مطیع نمایند. معمولا نوشیدن آب در این روزهای روزه متداول است اما در خصوص خوردن بسته به توان خود شخص هر شخص خود آن را تنظیم می کند و البته برخی که توانایی دارند می توانند چند ساعتی را نیز بدون نوشیدن سپری کنند. برخی در این روزها همه چیز می خورند اما لب به گوشت و فراورده های گوشتی و یا لبنیاتی که از خون حیوانات درست شده باشد نمی زنند. برخی تنها یک روزاز هفته را لب به گوشت و لبنیات نمی زنند. در طول تاریخ و در کلیساها و کشورها و زمانها و سنتهای مختلف نحوه این روزه متفاوت است. بسیاری نیز در این روزها بطور محدود می خورند و می آشامند و تنها به ساده ترین غذاها بسنده کرده و هزینه خوراک همیشگی خود را به جای آن به فقرا می دهند. بسیاری از این فرصت عالی تربیت و نظم روحانی استفاده کرده و عادات بد خود مانند کشیدن دخانیات و یا عادات بد روحانی و اخلاقی خود را با حمایت روح القدس و با قراردادن خود در مبارزه با نفس و خواهشهای آن تحت کنترل خدا قرار می دهند. بیشتر از اینکه در این روزه هدف نخوردن و یا گرسنگی و تشنگی کشیدن باشد هدف افزودن صفات نیکو و نیکوکاری و دستگیری و بخشش و دوری و آزاد شدن از شرارت و همچنین صفات و گناهان گذشته است. البته بعد نخوردن و انضباط جسمانی نیز مهم است و هر سنت و شخصی خود ‏ضوابط خود را دارد.
چرا ۴۰ روز؟
زیرا عدد ۴۰ مناسبتهای مهمی را در کتاب مقدس برای مسیحیان و یهودیان به یاد می آورد :
1) در کتاب پیدایش باران سیل آسا ۴۰ شبانه روز بارید و زمین در زیر سیل غرق شد.

2) عبرانیان ۴۰ سال در بیابان سرگردان بودند تا اینکه به سرزمین وعده رسیدند.

3) موسی ۴۰ روز را در روزه گذرانید قبل از اینکه خدا ده فرمان و شریعت را در کوه سینا به قوم عطا کند.

4) عیسی ۴۰ روز در بیابان روزه گرفت قبل از شروع خدمت عالی نجات بشریت.

و بسیاری از مسیحیان با اشاره به ۴۰ روز روزه مسیح در بیابان فصل مشترکی برای روزه خویش در ایام قبل از صلیب و قیام خداوند می یابند.
حال با الهام از چنین مناسبت بزرگی، مسیحیان ایرانی نیز می توانند در اتحاد و همدلی این ایام چهل روزه عبادت و دعا و روزه را برای امداد و تفقد خدا از سرزمین ایران و اوضاع و شرایط بحرانی ایران چه در داخل و چه در روابط خارجی آن در کنار سایر حاجات و نیازهای روحانی خویش سپری کنند.
این سنت همیشگی کلیسایی مهر محکمی بر این حقیقت است که مسیحیت نه تنها مکتبی نیست که در آن دعا و روزه و نظم و انضباط روحانی و تزکیه نفس وجود نداشته باشد بلکه برعکس تاریخ کلیسا ثابت می کند که همواره کلیسا در اجرا و پاس داشتن و ترغیب مومنین در دعا و روزه نقش مهمی داشته است بطوریکه در تقویم سالیانه کلیسا همواره از مهمترین ایام دوران روزه چهل روزه بوده است.
گو اینکه برخی از کلیساهای جدید کمتر به این مهم تاکید کرده اند و بیشتر به امور دیگر و دعا و روزه های فردی و شخصی وخارج از تقویم سالیانه پرداخته اند که خود باعث کمرنگ شدن و تضعیف چنین سنتهایی شده است.



پنجشنبه, فوریهٔ ۴, ۲۰۱۰

حقیقت ابدی

امروز این گفته بسیار عمیق و روحانی و امیدوار کننده را از شبان عزیزی دریافت کردم که بسیار جالب و در عین حال حقیقی بود حیفم آمد آن را در این جا نیاورم باشد که باعث گردد که بیشتر حقیقت فروتنانه ایمان خود و حقیقت با شکوه این تنها بنیاد الهی روی زمین یعنی کلیسا را دریابیم. و هم به خود گوشزد کنیم و هم به دیگران که ما را جمعی مقدسین مغرور که خود را عاری از گناه و خطا و ضعف می پندارند و خود را از دیگران برتر می پندارند نیستیم بلکه جماعت و قوم خدا که از سر درک نیازمندی مان به خدا به کلیسای مقدسش پناه برده ایم. حال این گفته زیبا را بخوانیم و بر آن بیندیشیم:

مطابق کتابمقدس کلیسا در جهان یگانه سازمانی است که عدم شایستگی ما تنها چیزی است که ما را شایسته عضویت در آن میسازد . من با عضویت خود در کلیسا به جهانیان اعلام کرده ام که گناهکار و نیازمندم و قادر به اصلاح خود نیستم( استیو براون).

خداوند ما بیا

شنبه, ژانویهٔ ۱۶, ۲۰۱۰

اینک خدای پر هیبت ما...

دوست عزیزی که مسیح مرا هنوز تجربه نکرده ای، برادر و خواهر مسلمانی که برایت غیر قابل باور است که پروردگار مرا در جسم و خون انسانی باور کنی. چه دردناک است برای خدا که الوهیت محض، عشق مطلق و عظمت بی نهایتش را نمی توانی در چهره بی نقاب او در پسرش عیسای ناصری ببینی و او را که بود و هست و می آید را به پیامبری آری تنها پیامبری به واژگان تو اولی العظم تنزل می دهی. ای کاش بتوانی ای کاش، در قلبت را به رویش بگشایی. آری به روی خدایی که در مسیح عیسی از فرط هجران و دغدغه نجاتت و از سر شیدایی قدوسش، هیبت و جلال بی مثال خویش و آوای پرستش و ثنای عرشیان را به تب در آغوش کشیدن فرشیان ترک کرد و بر صلیب جلجتا، حکم محکومیت من و تو را به مرگ سپرد و آمرزش و حیات و ابدیت را به من و تو هدیه داد.
بر نام مقدسش تا ابد الاباد جلال و اکرام و ستایش باد.
اینست خدای پر هیبت ما عیسای ناصری که تو او را به مقام تنها یک پیامبر تنزل می دهی...

چهارشنبه, ژانویهٔ ۶, ۲۰۱۰

ششم ژانوئیه ، عید اپیفانی

با توجه به اینکه کلیساهای شرق بخصوص کلیساهای ارتدکس از جمله کلیساهای ارمنی و کلیساهای شرق آشوری در کشورمان ایران روز ششم ژانویه را بعنوان روز تولد مسیح جشن گرفته و به رسمیت می شناشند که این با توجه به ریشه ها و سنتهای قدیمی کلیسا قبل از مسیحی شدن امپراطوری روم در زمان امپراطور کنستانتین و همچنین گزارش برخی آبای کلیسای شرق می باشد جا دارد که ما نیز بعنوان مسیحیان مشرق زمین که خود را وارثان این سنت غنی کلیسای باستانی ایران می دانیم امروز را نیز به یاد آوری روز تولد مسیح مطابق با سنت شرق جشن بگیریم و گرامی بداریم.

در ضمن لازم به ذکر است که روز ششم ژانویه مطابق با سنت کلیساهای غربی در کل بعنوان روز عید " اپیفانی" شناخته می شود که این کلمه به معنی " تجلی یافتن و شناخته شدن و حتی آشکار شدن" است. در واقع در بسیاری از کلیساهای ستنی در غرب این روز را یاد آور آمدن مجوسیان از شرق(براساس روایات از امپراطوری ایران) برای دیدار و اهدای هدایا به این نوزاد سماوی بعنوان سرور و پادشاه جهان می دانند. بعبارتی دیگر این مجوسیان در چنین روزی عیسی را بعنوان پادشاه و خداوند بر جهان " آشکار " نمودند و رسما با اهدای هدایای گرانبها میلادش را جشن گرفتند.

پس پر واضح است که ما ایرانیان مسیحی بیش از همه قومهای دیگر دلیلی برای گرامی داشتن این روز داریم زیرا اولا ما نیز همگام با کلیسای باستانی سرزمین ایران و نیز کلیسای سنتی امروز ایران( کلیساهای ارتدکس ارمنی و آشوری) بجاست که امروز را نیزدر اتحاد با کلیسای شرق بعنوان جشن مبلاد مسیح گرامی بداریم و ثانیا ما ایرانیان مسیحی وارثان(مغان) مجوسیانی هستیم که بر طبق اخبار از سرزمین باستانی ایران بعنوان اولین افراد به دیدار این نوزاد آسمانی رفتند و هدایای خود را در اولین جشن تولد منجی به او تقدیم کردند و پادشاهی و خداوندی مسیح را در روزهای تولد منجی جشن گرفتند و "آشکار شدن" او را رسما بر جهان اعلان نمودند.
پس باشد که ما ایرانیان مسیحی به پاس سنت کلیسای شرق که خود به آن تعلق داریم امروز را به یادگار روز تولد مسیح گرامی بداریم و نیز بعنوان وارثان مجوسیانی که به دیدار و پرستش این نوزاد سماوی رفتند همگام با سنت کلیسای غرب ‏امروز را بعنوان روز عید تجلی (اپیفانی) به جشن و شکر گذاری بگذرانیم.

شاه شاهان ملت ما را به تجلی نور روی خود منور و مبارک سازد. آشکار شدن خدا در میان آدمیان بر همه کائنات مبارک باد.

اگر مایل به شنیدن دروس سه
جلسه ای رادیویی در رابطه با اهمیت کریسمس و داستان آن هستید بر روی لینک زیر کلیک کنید:

خداوند ما بیا
کیوان